Sunday, April 11, 2010

ادبیات پشت کامیونی


لاستيك قلبمو با ميخ نگات پنچر نكن
*
بوق نزن ژيان
ميخورمت
*

بر در ديوار قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بي سوادم
*
قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر
*
شتاب مكن،مقصد خاك است
*
رادياتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش
گر نداري باورم بنگر به روي آمپرم
*
تو هم قشنگي
*
کاش جاده زندگي هم دنده عقب داشت
*
سر پاييني برنده
سر بالايي شرمنده
*
داداش مرگ من يواش
*
كاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت
*
تند رفتن که نشد مردي
چشم انتظارم كه برگردي
*
يا اقدس
يا هيچكس
*
زندگي نگه دار پياده ميشم
آيي بي وفا کجا ميري
اونطرفي که ورود ممنوعه
*
محبت از درخت آموز که سايه از سر هيزم شکن هم برنميدارد
*
درياي غم ساحل ندارد
*
قربون دل غريب پرستت
*
داداش، جون من يواش
*
از عشق تو ليلي ........... رفتم زير تريلي
*
دنبالم نيا اسيرم مي شي
*
همه از مرگ مي ترسند من از رفيق نامرد

*
به مد پرستان بگو آخرين مد کفن است

2 comments:

  1. hehehehe
    dawshe khodami , dangoooooooooool hehehehe
    dashi rasman ke asle khande bud . oon aghdaso begoo hehehe
    hal dadi khafan
    4kerim
    kheili mikhamet

    ReplyDelete
  2. داش خشی خداوکیلی خیلی باحالی.خدا تو رو از ما نگیره

    ReplyDelete